English
تهران در میان دو بحران
8 ارديبهشت ماه 1386

پیروز كلانتري کارگردان فيلم تهران، چند ريشتر؟
روبرت صافاريان کارگردان فيلم مستند وارونگي
خسرو زرتاب متخصص مسائل سازه‏اي و زلزله
مهرداد اندرودي کارشناس مسائل زیست‌محیطی
اعظم خاتم مدير گروه شهر انجمن جامعه‏شناسي ايران
گروه علمي- تخصصي شهر انجمن جامعه‏شناسي ايران در ميزگردي که در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه سال جاري برگزار کرد، به دو بحران اساسي آلودگي هوا و امکان وقوع زلزله در شهر تهران پرداخت و اين موضوعات را از نگاه جامعه‏شناسانه مورد تحليل قرار داد.
در ابتداي اين نشست، دو فيلم مستند با عناوين "تهران، چند ريشتر؟" و "وارونگي" به کارگرداني "پيروز کلانتري" و "روبرت صافاريان" نمایش داده شد که بسيار مورد توجه حاضران در جلسه قرار گرفت. در ادامه، پس از سخنان فيلمسازان، خسرو زرتاب، مهرداد اندرودي و اعظم خاتم به بررسي ابعاد مختلف اين دو بحران در شهر تهران پرداختند.
پيروز كلانتري کارگردان فيلم تهران، چند ريشتر؟، در اثر مستند خود، امکان وقوع زلزله در تهران را از زواياي مختلف مورد بررسي قرار داده و تلاش کرده است عمق فاجعه و بحران وقوع زلزله در تهران را تا حدي نشان دهد. او در نشست انجمن جامعه‏شناسي ايران، در اين باره گفت: اين فيلم‏ها تقريباً جزء اولين حركت‏هاي مستند سازی اجتماعی است که به سفارش تلويزيون و در مجموعه‏اي شامل 17 فیلم تهیه شده و اكنون از شبکه چهار سيما در حال پخش است.
وي ضمن تقدير از حساسيت و توجه تهيه‏كننده اين مجموعه، دليل شخصي خود را از ساختن اين فيلم، مساله تهران معرفي کرد و گفت: من به عنوان يك شهروند فكر مي‏كنم اگر در اين شهر فعال زندگي نكنيم، اسيرتر از گذشته خواهيم بود و اين ديدگاه مرا به حساسيت بيشتر درباره اين موضوعات وادار مي‏کند. علاوه بر اين، من فكر مي‏كنم درجامعه متكثر فعلي، آموزش مقوله‏اي بسيار اساسي بوده و در اين راستا سينماي مستند مي‏تواند بسيار كارآمد باشد.
روبرت صافاريان کارگردان فيلم مستند وارونگي نيز در اين جلسه گفت: در ساختن اين فيلم دو چيز براي من مهم بود؛ يكي اينكه حتماً تا جايي که امکان دارد به موضوع پرداخته شود؛ يعني اطلاعات اوليه راجع به موضوع در فيلم وجود داشته باشد و ديگر آن‏که احساس شخصي من هم نسبت به مساله مشخص باشد. من بيشتر دوست داشتم در فيلم موضوع را از ديدگاه جامعه‏شناختي مورد بررسي قرار دهم و در اين راستا، يكي از سؤالات اصلي من اين بود كه چطور ما تهراني‏ها در شرايطي كه مي‏دانيم اين شهر در معرض بحران‏هاي بسيار مهمي قرار دارد و شاهديم که طي پنج سال گذشته گام مهمي براي مديريت اين بحران‏ها برداشته نشده و تقريبا مطمئنيم که در پنج سال آينده نيز اتفاقي نخواهد افتاد، همچنان در پايتخت زندگي مي‏كنيم.
وي در ادامه سخنان خود، تاکيد کرد که ما نمي‏توانيم از رسانه انتظار داشته باشيم به چنين مسائلي پاسخ دهد. در واقع کاري که در اين قبيل فيلم‏ها انجام مي‏شود، گردآوري خلاصه كوتاهي از نظريات كارشناسان است با اين اميد که حداقل بتواند تلنگري زده و تا حدي از عادي شدن موضوع در جامعه جلوگيري کند.
در ادامه اين نشست، خسرو زرتاب متخصص مسائل سازه‏اي و زلزله، احتمال وقوع زلزله در تهران را از منظري ديگر مورد بررسي قرار داد. او با بيان اين‏که فيلم‏ها تقريباً همه حرف‏هاي اساسي را گفته‏اند؛ خاطرنشان کرد: با وجود آن‏که مسأله رسيدن به امر مقاوم‏سازي ساختمان‏ها در مقابل زلزله، از نظر فني، موضوعي بسيار مهم است اما به نظر مي‏رسد در اين زمينه، به موضوعات ديگري از جمله مسائل اجتماعي بيشتر بايد توجه کرد؛ چراکه اهميت اين موضوعات اگر بيشتر از موارد فني نباشد، كمتر از آنها نيست. وي افزود: من فكر مي‏كنم شايد مهمترين مساله‏اي که در ابعاد مختلف با آن مواجهيم، اين است كه همواره در رويکردهاي خود، مدرنيته را در برابر سنت قرار مي‏دهيم و در اين مسير براي نو كردن جامعه تلاش مي‏کنيم. حال آنكه بايد گفت نو كردن اگر مبتني به تحول از درون نباشد؛ جامعه را با مسائلي روبرو مي‏كند كه ما امروز با نمونه‏هاي بسياري از آن مواجهيم. مسأله آلودگي محيط زيست، افزايش ترافيك در تهران و عدم مقاومت ساختمان‏ها در مقابل زلزله، از جمله اين مسايل در شهر تهران هستند كه همگي به اقدامات انجام شده طي سال‏هاي نو كردن مربوط مي‏شوند. به تعبير ديگر، به هيچ وجه نمي‏توان جامعه را بدون تحول از درون، نو كرد. ما تحول از عصر كشاورزي به عصر صنعتي را هرگز تجربه نكرده‏ايم. روشنفكران ما هم در اين زمينه گيج شده‏اند و فكر مي‏كنند در جدايي از سنت، مي‏توانيم به مدرنيته برسيم.
زرتاب در ادامه با اشاره به موضوع زلزله تهران گفت: بعد از وقوع هر زلزله، موجي در رسانه‏ها آغاز مي‏شود و به مساله "چه بايد كرد؟" مي‏پردازد؛ پس از مدتي هم موضوع فراموش مي‏شود. اين در حالي است که آمارها نشان مي‏دهند زلزله در کشور ما بحراني بسيار جدي است و هر ده سال در كشور ما قرباني‏هاي زياد مي‏گيرد.
وي ادامه داد: آماري كه ژاپني‏ها در دوره شهرداري آقاي كرباسچي ارائه دادند، نشان داد كه در صورت وقوع زلزله در شهر تهران، بين 180 تا 250 هزار كشته خواهيم داشت. حال آن‏که به نظر ما اين آمار بسيار خوش‏بينانه بوده و مبناي آن براساس اين فرض است كه از سال 1368 تاكنون ساختمان‏هايي كه ساخته شده‏اند، براساس آيين‏نامه بوده و مقاوم در برابر زلزله هستند. اين در حالي است كه بيش از 80% ساختمان‏هاي بلند، اشكالات اساسي در طراحي دارند و طرح‏هاي درست نيز در مرحله اجرا، درست اجرا نخواهد شد. بنابراين بايد گفت که نه تنها بافت‏هاي فرسوده شهر تهران در مقابل زمين لرزه ناامن هستند بلكه ساختمان‏هاي نوساز نيز امنيت چنداني ندارند. ما براي مقاوم‏سازي كلي ساختمان‏ها به بودجه‏اي در حدود 6 تا 8 هزار ميليارد تومان نياز داريم. دولت جمهوري اسلامي از سال 1369 بعد از وقوع زلزله رودبار قصد كرده كه ظرف ده سال نسبت به امر مقاوم سازي بناهاي عمومي اقدام كند. اين اقدام تا 1376 طول كشيده است و در اين سال تازه كار اجرايي آغاز شده و تا سال 1382، بودجه‏اي كه براي بعد اجرايي اختصاص داده شده بود، فقط صرف تحقيق شده است.  با روند های کنونی به نظر مي‏رسد بيش از 100 سال طول خواهد كشيد كه ساختمان‏هاي مسكوني مقاوم‏سازي شوند.
زرتاب در عين حال تاکيد کرد که در اين مورد نبايد بيش از اين از دولت انتظار داشت و اينجاست كه نقش مستندسازي، سينما و رسانه بسيار پر رنگ مي‏شود. رسانه‏ها بايد اين پيام را به گوش مردم برسانند كه اگرچه نظام دولتي ما تلاش مي‏كند همه چيز را به خود منتهي كند اما امر مقاوم‏سازي بناها و مسؤوليت حفظ جان شهروندان فقط به عهده خودشان است. از سوي ديگر بايد به مردم گفت كه مي‏توان بناهاي نسبتاً قديمي را هم به درجه‏اي از ايمني رساند و راه‏حل‏هايي وجود دارد كه حداقل از فرو ريختن سقف‏ها جلوگيري شود.
مهرداد اندرودي ديگر سخنران اين ميزگرد بود که بيشتر به مساله بحران ناشي از آلودگي هوا در تهران پرداخت. او گفت: براي غلبه بر اين بحران نمي‏توان تنها با رويكرد محيط زيست‏گرايي به مسأله نگاه كرد. پيامدهاي ناشي از بحران آلودگي و وارونگي هوا تنها از شرايط محيط زيستي نشأت نمي‏گيرند و بنابراين نمي‏توان انتظار داشت كه سازمان محيط زيست بتواند مسأله را به تنهايي حل كند. بحران آلودگي هوا يك بحران اجتماعي بوده و لازمه مقابله با آن مديريت بحران است كه بايد با رويكردهاي ميان رشته‏اي صورت پذيرد.
وي "محيط زيست شهري" را يك محيط ساخته دست انسان‏ها معرفی کرد و گفت: اين واژه از سال 1992 كه علوم اجتماعي و علوم زيستي به هم نزديك‏تر شدند، مصطلح‏تر شده است. محيط زيست شهري نقطه مقابل محيط‏هاي طبيعي يا محيط‏هاي روستايي است كه ردپاي انسان در آنها وجود ندارد و يا بسيار كم و اندك است. پس مي‏توان گفت تفاوتي كه بين شهر و روستا وجود دارد، مدرن بودن و تمايل به زندگي در شرايط مدرن است. حال آن كه بسياري از محيط زيست‏گرايان با مدرنيسم مخالفند. چرا كه محيط زيست‏گرايي يك نگرش اصلاح‏طلبانه است كه براي ايجاد تعادل ميان فعاليت‏هاي اساسي و حفظ كيفيت محيط زيست تلاش مي‏کند. به همين دليل، در شرايط فعلي، بسياري مي‏گويند محيط زيست‏گرايي نيز به پست محيط زيست‏گرايي تبديل شده تا فاصله خود را با مدرنيسم عمراني كمتر كند.
اندرودي افزود: بحران‏هاي محيط زيستي برخلاف بحران‏هاي ديگري مانند بحران اقتصادي، به صورت ناگهاني رخ مي‏دهند و مديريت بحران در وضعيت بحراني محيط زيستي، فقط بايد آمادگي مناسب براي برخورد در لحظه را داشته باشند. بسياري از اقدامات فعلي که در زمينه مسايلي مانند آلودگي هواي تهران انجام مي‏شود، فعاليت‏هايي پيشگيرانه است كه حتي تضميني براي به تأخير انداختن وقوع بحران به دست نمي‏دهد. اين بدان دليل است كه ما اصلاً پيامدهاي اجتماعي و رفتاري بحران‏هاي محيط زيستي را نمي‏شناسيم. در عصر حاضر ارزش‏گذاري‏هاي اقتصادي بيشترين تأثير را در سياست‏هاي محيط زيستي داشته است اگرچه ارتباط محيط زيست و اقتصاد بسيار پيچيده به نظر مي‏رسد چرا كه انديشه‏هاي كلاسيك اقتصادي، محيط پيراموني را تا زماني با ارزش مي‏داند كه نيازهاي انسان را برآورد كند. در همين راستا، برخي اقتصاددانان كه از دهه 80 به بعد به اقتصاد محيط زيستي گرايش يافتند، بر آن شدند كه بر مفاهيم غيربازاري براي يافتن ارزش‏هاي محيط زيستي تمركز كنند. اين افراد عمدتاً درصدد كشف تبعات اقتصادي آلودگي‏ها برمي‏آيند. چنان‏چه در نتايج يكي از بررسي‏ها گفته شده تجمع اوزون در لايه‏اي از جو به دليل افزايش آلودگي‏ها در سراسر آمريكا، باعث ايجاد کاهش پنج تا ده درصدي در ميزان برداشت محصولات كشاورزي شده است. بر اين اساس، گزارش بانك جهاني، خسارت ناشي از آلودگي هوا در ايران را سالانه چهارده هزار و چهار صد و بيست ميليارد ريال محاسبه كرده كه اين رقم معادل 6/1 توليد ناخالص داخلي است.
وي در ادامه با تاکيد بر اين‏که مسأله آلودگي هوا فقط جنبه اقتصادي ندارد، گفت: بسياري از كشورها در اين زمينه قوانين خوبي دارند و توانسته‏اند تا حد زيادي از همان ابتدا آلودگي هوا را كنترل كنند. بايد گفت باز هم كشورهايي موفق بوده‏اند كه در تدوين قوانين خود از تجربيات، بررسي‏ها و برنامه‏ريزي‏هاي متخصصان اجتماعي بهره گرفته‏اند. چرا كه در محيط زيست‏هاي مختلف، انسان‏ها عكس‏العمل‏هاي متفاوتي از خود بروز مي‏دهند.
اندرودي با تاکيد بر لزوم بازنگري در قانون کنترل آلودگي هوا و در نظر گرفتن مجازات‏هاي قابل اجرا در آن براي برخورد با متخلفان، تصريح کرد: بيشتر مردم طرفداري از محيط زيست را يك عمل لوكس مي‏دانند و طرفداران محيط زيست را افرادي فارغ از مشكل تلقي مي‏كنند. چنان‏چه حتي در چند سال گذشته در تهران شاهد بوديم که در مواردي كه وضعيت وارونگي حاد اعلام مي‏شد، بسياري اتومبيل‏ها و موتورهاي دودزاي خود را به راه انداخته و همچنان به سطح شهر مي‏آمدند. از سوي ديگر بخشي از قانون كنترل آلودگي هوا در کشور ما، به خودروهاي آلوده كننده هوا مي‏پردازد اما در هيچ‏يك از مواد موضوعي درباره مجازات متخلقان وجود ندارد.
در بخش پاياني اين نشست، اعظم خاتم مدير گروه شهر انجمن جامعه‏شناسي ايران، ضمن جمع‏بندي مباحث ارائه شده در اين جلسه، گفت: يکي از موضوعات مهمی که در زمينه بحران‏هاي محیطی و سوانح طبیعی بویژه در ارتباط با جامعه شهري مطرح می شود، موضوع غفلت گسترده اجتماعي نسبت به بحران است كه گاه محصول مدرنیسم نیز تلقی شده است. برای مثال به عدم توجه مردم نسبت به استحکام بنا و توجه بیش از حد به ظاهر بنا در موقع خرید مسکن اشاره می شود.تلاقي دانش تخصصي با دانش اجتماعي در اين زمينه به ما نشان مي‏دهد که مردم به خودی خود نمي‏توانند راجع به استحكام بنا حساس باشند. در جامعه جدید مردم باید بتوانند به نظام های تخصصی در حوزه های مختلف زندگی اعتماد کنند و این نظام ها باید کار خودشان را انجام بدهند، اما انجام نمی دهند و عملکرد آنهادر نهايت نوعي احساس درماندگي در مردم به وجود می آورد كه اين امر نياز به تحليل‏هاي اجتماعي جدي دارد. مساله این‏جاست که ما زماني وقوع اين پديده‏ها را حاصل قهر خداوند مي دانستيم و در قبال آن احساس گناه داشتیم. اکنون در حالي‏که از آن دوران و ديدگاه‏هاي تقدیری گذشته‏ايم باید دانش و نظارت اجتماعی و اعتماد به توان این دو را جایگزین آن کنیم که نمی توانیم. احساس غفلت محصول درماندگی در این جایگزینی است.
وي افزود: بنابر این نمی توان " غفلت اجتماعی" در جامعه کنونی را به سادگی ناشی از بي‏مسؤوليتي افراد آن دانست. باید توجه داشت كه عملکرد ساختارهاي تخصصي و نظام‏هاي فنی جديد از حوزه درک آدمهای معمولی و غیر فنی خارج می شود.  مردم بعد از اتمام بنا، نمي‏توانند در مورد استحكام ساختمان‏هاي جدید با نماهاي بسيار شيك و مدرن قضاوت كنند، حتی متخصصها هم نمی توانند . غفلت هم تا حدي زيادي از اين مسأله ناشي مي‏شود. به هر حال پرسش درباره عكس‏العمل مردم در مقابل بحران پرسشي جدي است كه ما هنوز پاسخ مناسبی براي آن نداريم.
خاتم در پايان سخنان خود تاکيد کرد: اما از سوي ديگر، پرسش مهم دیگری نیز مطرح است و آن در خصوص ساختارهاي دولتی و نظام‏هايي مطرح است که در تشدید  بحران دخالت دارند نظیر نظارت بر ایمنی ساخت و ساز دربحران زلزله و صنعت اتومبیل و حمل و نقل خصوصی در تشدید آلودگی هوای تهران . در تحلیل بحران باید بیشتر به عوامل بوجود آورنده آن توجه کرد و به نظر مي‏رسد لازم است که اين سوالات و پاسخ‏هاي مربوط به آنها در تحليل‏هاي ميان رشته‏اي بيشتر مورد بررسي قرار گيرند.
يک ساعت پاياني ميزگرد "تهران، بي‏دفاع در ميان دو بحران"، به بحث و تبادل نظر ميان حاضران در جلسه و سخنرانان اختصاص يافت.

 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.