گروه علمي ـ تخصصي جامعهشناسي شهر انجمن در سومين سالگرد زلزلهي بم، ميزگرد ”مستندسازي بازسازي بم“ را برگزار کرد. اين گروه كه از بدو تأسيس، هدف خود را بررسي مسائل شهري از ديدگاه اجتماعي قرار داده است؛ تلاش كرده بخشي از فعاليتهاي خود را به موضوع بحرانها و فجايعي كه در فضاهاي شهري اتفاق ميافتند، اختصاص داده و ابعاد مختلف آن را مورد بررسي قرار دهد. در همين راستا، موضوع زلزلهي بم، از يكسو، به عنوان فاجعهاي كه در يكي از شهرهاي ايران اتفاق افتاده و بحران اجتماعي بزرگي را دربرداشته و از سوي ديگر، از منظر روند بازسازي و تجديد حيات اين شهر مورد توجه اعضاي اين گروه قرار داشته و در دو سال گذشته، طی جلساتي که با حضور فعالان، مسؤولان و مطلعان در حوزههاي مختلف زلزله و بازسازي، برگزار شده این مباحث مورد بررسی قرار گرفته است.
16 ديماه سال جاري، نشست گروه جامعهشناسي شهر، با هدف بررسی وضعیت مستندسازي آنچه پس از زلزله بم براي بازسازي اين شهر صورت گرفته، برگزار شد. به همين سبب از اعضاي گروههاي مختلف فعال در اين زمينه، دعوت شد تا با حضور در اين جلسه، ضمن معرفي كوتاهي از تجربيات خود ، فعالیت هائی را که براي مستند کردن روند بازسازي بم صورت گرفته یا قابل انجام است، به منظور حفظ و تثبيت تاريخ اين فعاليت براي تبديل به دانشي قابل استناد، در اختیار این گروه قرار دهند. آنچه در زير آمده، گزارشي از اين نشست است.
ميزگرد ” مستندسازي زلزله و بازسازي در بم “ با معرفي حاضران در جلسه آغاز شد و سپس دكتر سيامك زند رضوي استاد دانشگاه شهید با هنر کرمان تجربهي خود را از طرحي كه در دورهي اسكان اضطراري شهروندان اجرا كرده و طي آن، مسائل و مشكلات شهروندان بمي مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته بود، ارائه داد. وي در اين زمينه، به اهميت مشاركت شهروندان در حل مسائل و مشكلات، به عنوان يكي از مهمترين دستاوردهاي اين طرح اشاره كرد و گفت كه بخشي از نتايج به دست آمده، طي 52 شمارهي يك خبرنامه با عنوان ” شهروندان و مشاركت “ منتشر شده است. دكتر رضوي، همچنين در سخنان خود، بر لزوم انعكاس دستاوردهاي كلي دورهي بازسازي شهر بم تأكيد كرد و گفت كه اين دستاوردها حتي ميتوانند به عنوان منابع آموزشي براي شهروندان ديگر شهرها در مقابله با شرايط بحراني مورد استفاده قرار گيرند.
در ادامه، آقای سبزواري از مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و يكي از شهروندان شهر بم، برهمخوردن ساختار اجتماعي شهر پس از زلزله را مقولهي بسيار مهمي معرفي كرد و در اين زمينه گفت: به نظر من نهادي مثل انجمن جامعهشناسي ايران، رسالت رسيدگي به اينگونه مباحث را دارد. وي يادآور شد: همانطور كه ميدانيد پس از زلزله گروههاي مختلفي به بم مهاجرت كردند. يكي از اين گروهها افراد بومي اطراف بودند كه با هدف استفاده از امكاناتي كه در اختيار آسيبديدگان قرار ميگيرد، به آنجا ميآمدند. گروه دوم بزهكاران يا بدهكاراني بودند كه در شهر خود قادر به انجام فعاليت اقتصادي نبوده و به همين دليل به سراغ شهر زلزله زده آمدند. گروه ديگر نيز معتاداني بودند كه به دليل آنكه متأسفانه بم در مسير ترانزيت مواد مخدر قرار دارد، به منظور صرف هزينهي كمتر براي خريد مواد و يا حتي كسب درآمد از اين طريق به سمت شهر آسيبديده روانه شدند. گروه چهارم نيز کارگران و صاحبان مشاغل پايينی بودند كه برای بازسازي بم به اين شهر اعزام شدند. سبزواري تأكيد كرد: آشكار است كه وقتي جمع اين چهار گروه وارد شهر ميشوند، اینها جمعيت غالب شهر را تشكيل داده و همزيستيهاي اجباري بين اين عده و شهروندان به وجود ميآید. حاصل اين روند، برهمخوردن ساختار اجتماعي و فرهنگي شهر است كه من فكر ميكنم انجمن جامعهشناسي فعاليت مفيدي را ميتواند در تبيين اين بحث انجام دهد.
خانم دهباشی یکی از فعالان طرح مداخله روانی در بم، سومين شرکت کننده در این بحث بود. او در بيان تجربهي خود در حوزهي مسائل كودكان و نوجوانان، گفت: در اين حوزه، هم زمان با ما ، فعاليتهايي از سوي سه سازمان بزرگ ، شامل وزارت بهداشت، سازمان بهزيستي و هلال احمر با بودجههاي بسيار كلان و حمايتهاي خارجي صورت ميگرفت. طرح ما نيز که با همكاري وزارت بهداشت و حمايت مالي يونيسف انجام ميشد با قطع کمک مالي يونيسف، پس از يک سال، به سرعت متوقف شد . در واقع، وزارت بهداشت حاضر نشد هيچ هزينهاي براي ادامهي آن صرف كند. در اين طرح، همكاران ما به سراغ خانوادهها ميرفتند و گروههاي مشكلاتدار را جدا كرده و طي دو يا سه هفته خدمات رواندرماني خاصي به اين افراد براي درمان وضعيت روحيشان ارائه ميدادند.
وي افزود: مردم در يك سال اول، در شرايط بحراني و شوك و ناباوري بودند و يك سال پس از آن، تازه سوگها و علائم افسردگي يك به يك خود را در ميان افراد نشان ميداد. اين در حالي بود كه در اين زمان ديگر هيچ گروهي در شهر براي ارائهي خدمات رواني و اجتماعي وجود نداشت. تا جايي كه امروز فقط يك روانپزشك در بم مشغول به كار است.
دهباشي بحث كودكان بيسرپرست را به عنوان يكي از بخشهاي طرح گروه خود معرفي كرد و در اين باره گفت: روزهاي اول هيچ سازماني براي رسيدگي به وضع كودكاني كه هر دو سرپرست خود را از دست داده بودند، وجود نداشت. در جريان زلزله 5000 كودك بيسرپرست شدند كه مسائل اقتصادي اين افراد و شرايط عاطفي و احساسي آنها كاملاً غيرمشخص بود و پس از صرف زمان طولاني سازمانهاي متولي اين امر، وارد كار شده و در طي کار، يك به يك با مشكلات آشنا شده و تلاش كردند براي حل آنها اقدام كنند. ما فكر ميكنيم در اين بخش شايد بتوان به الگويي رسيد كه در شرايط بحراني، از همان روزهاي نخست براي رسيدگي به مسائل حقوقي و ساير مشكلات كودكان بيسرپرست اقدام شود و در نهايت شاهد تكرار تجربهي بم در شهرهاي ديگر نباشيم.
در ادامهي اين جلسه، خانم ثریا بهمن پور سخنان خود را با ذكر تاريخچهاي از فعاليت موسسهي همیاران غیر دولتی ایران آغاز كرد و در اين راستا گفت: اين موسسه، فعاليت خود را با توانمندسازي چند سازمان غيردولتي آغاز كرده و پس از آن اقداماتي را براي توانمندسازي اجتماعات محلي انجام داده است. در جريان زلزله نيز همكاران ما دو روز بعد از واقعه، در بم حضور يافتند و فعاليت خود را در جهت سازمان دادن به فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي در گروههاي كاري مختلف، آغاز كردند. راهاندازي كارگاههاي مديريت بحران، تلاش براي ايجاد ارتباط بيشتر بين NGOها و دولت، ظرفيت سازي براي ارتباط نهادهاي غيردولتي و تشكلهاي بينالمللي اطلاعرساني و .... از جمله فعاليتهاي اين موسسه بود.
وي در ادامه به معرفي دو فعاليت پژوهشي مهم اين موسسه پرداخت و در اين باره گفت: در يكي از اين تحقيقات، عملكرد سازمانهاي غيردولتي داخلي، بين المللي، دولت و بخش خصوصي به عنوان ذينفعان در بم مورد بررسي قرار گرفت. در اين طرح، بر مسألهي مستندسازي تأكيد ويژه داشتيم چرا كه تجربهي بم، تجربهاي منحصر به فرد در ايران بود كه طي آن 117 سازمان غيردولتي بينالمللي و 36 سازمان غيردولتي داخلي هم زمان به فعاليت در شهر پرداختند. علاوه بر اين گروهها، دولت نيز كارهاي زيادي انجام ميداد و در عين حال گروههاي خيريهي ثبت نشدهاي نيز وجود داشتند كه تلاش شد تا جايي كه امكان دارد فعاليتهاي اين گروهها، نيز مورد بررسي قرار گيرند. فعاليت مهم ديگر، تلاش براي جلب توجه به حفظ محيط زيست بوم بم و بحثهاي توسعهي محلهاي بود؛ چراکه پروژههاي شهر بم، عموماً ابعاد كلاني داشته و يك باره ما را با اين پديده مواجه كرده بود كه در مقياس خدماتي شهر چيزي بيش از آن چه بايد در حال انجام است. در نتيجه، بحث توانمندسازي اجتماعات محلي را با اين پيشفرض كه ارتقاي معيشت مردم به نوعي بر زيست بوم بم تأثير گذار خواهد بود، پي گرفتيم و در اين زمينه تلاش كرديم كه پيوندي را بين دانش، سياستگذاري و عمل برقرار كنيم كه من فكر ميكنم اين جلسه و در نتيجهي آن مستندسازي، ميتواند گامي در اين عرصه باشد.
وي در توضيحات خود، دربارهي فعاليت اين گروه در عرصهي توسعهي نهادي گفت: در فرايند توانمندسازي، پس از اقداماتي كه براي شناسايي جامعهي هدف صورت ميگيرد، تماس با مقامات محلي و بسيج اجتماعي محلي براي تشكيل يك سازمان محلي صورت گرفته و در نهايت همهي تصميمگيريها و فعاليتها توسط خود مردم انجام ميشود؛ چنانچه در نياز سنجيهاي مشاركت مردم بم، مهمترين مسأله، معيشت و بازسازي حيات اقتصادي بم شناخته شد. پروژهاي را كه در ادامهي در اين طرح دنبال كرديم، تشكيل صندوق اعتبارات خرد، با مشاركت مردم بود كه تا اين تاريخ 80 تا 100 نفر توانستهاند از آن وام دريافت كنند. بعد از اين برنامه، براساس نيازهاي مردم، بحثهاي توسعهي كالبدي مطرح شد که تأسيس كتابخانه، پارك و .... از جملهي آنها بود. خانم بهمن پور در نهايت، پروژهاي را كه اين گروه انجام داده، پروژهي موفقي ارزيابي كرد و گفت كه اين تجربه ميتواند به عنوان الگوي موفقي براي بازسازي حيات اقتصادي يك شهر در اختيار ديگران قرار گيرد.
بم و سينماي مستند، موضوع ديگري بود که در ادامهي اين نشست، توسط آقای پیروز کلانتری به آن پرداخته شد. وي در ابتداي بحث کوتاه خود، از بيگانگي ميان سازمانها و نهادهاي علمي- پژوهشي با پديدهي مستندسازي سينمايي گله کرد و گفت که با وجود آن که امکان به وجود آمدن زمينههاي همکاري بسياري ميان اين دو وجود دارد اما متاسفانه مستندسازي تصويري در حوزههاي مختلف پژوهشي، مغفول مانده است.
او در ادامه، به چند فعاليت که از طرف برخي فيلمسازها در شهر بم انجام شده اشاره کرد و گفت که انجمن سينماگران جوان در اين زمينه كلاسهايي در اين شهر داير کرده و بر آن است كه با ارائهي آموزشهاي لازم به علاقمندان، ميزان فعاليت مستندسازي به ويژه در موضوع زلزله را از طريق خود مردم افزايش دهد.
افشین اخلاص پور عضو شوراي معماري بم يکي ديگر از مدعوين اين نشست بود. او در طول صحبتهاي خود به بررسي و نقد کوتاه دو پروژهاي که با عنوان بازسازي كالبدي فضا و منظر شهري، با آن درگير بوده، پرداخت. وي در اين زمينه گفت: در فرايند طرح بازسازي مسكن، طي يك سال چيزي به عنوان رهنمود يا الگوي بازسازي مسكن به وجود آمد كه در طرح ديگري قصد نقد و بررسي آن را داريم. فرضيهي من اين است كه مجموعهي فعاليتهاي يك سالهي حداقلگرا و براي به وجود آمدن مسكنهاي كوچك بوده ولي با شرايط حداقلي چندان موفق نبوده است. هرچند كه ما خوشحاليم كه يك سري سرپناه به وجود آورديم اما به نظر ميرسد عدم وجود تجربهي كافي در اين زمينه و در عين حال به وجود آوردن قوانين مختلف، به خصوص فشار زمانی، و متأسفانه مادي شدن چرخهي كار سازمانهاي دولتي در بم سبب شدند كه ما در بازسازي مسكن چندان به نتيجهي مطلوب مورد انتظارمان نرسيم.
وي افزود : من تجربهي بازسازي بازار بم به عنوان دومين پروژه را نسبت به فعاليت قبلي تا حدي مثبت ارزيابي ميكنم چرا كه تصميمگيريها و به طور كلي فعاليت در بازسازي بازارهاي سنتي اين شهر، با آزادي بيشتر مواجه بود و در نهايت توانسته نتيجهي بهتري در بر داشته باشد. هرچند، تجربهي بسيار كم ما در كنار مشكلات اثبات اهميت و ارزشهاي كار براي مسؤولان و مردم مشكلات را چند برابر ميكرد.
خانم آل آقا عضو انجمن علمي و فرهنگي ياري، در ادامهي اين جلسه به بيان تجربهي خود در شهر بم پرداخت. او گفت: ما از روزهاي نخست پس از زلزله، در يك محله با عنوان "عرب خانه" فعاليت كرده و در آنجا، به توزيع شير و تخممرغ و محصولات لبني براي زنان باردار و كودكان شيرخوار پرداختيم و اين فعاليت را به مدت 6 ماه پيگيري ميكرديم. خيلي علاقمند بوديم كه کار خود را به سطح شهر بم گسترش دهيم ولي متأسفانه در اين زمينه، از هيچ نوع كمك دولتي يا غير آن نتوانستيم استفاده كنيم.
وي افزود: پس از آن در همان محله، كتابخانه و كلاسهاي مختلف براي جوانان و نوجوانان داير كرديم كه هنوز هم به کار مشغولند. در عين حال، هنرستان كشاورزي شبانهروزي براي دختران بم ايجاد كرديم و موفق شديم امسال آنجا را با حدود 65 دانشجو فعال كنيم. كارگاه مواد لبني و گلخانهي پرورش گياهان آپارتماني و دارويي و خوابگاه، بخشهايي از اين هنرستان هستند.
رويا اخلاص پور عضو موسسه کودکان دنیادر اين جلسه، توضيحاتي دربارهي پروژهي توانمندی زنان ارائه داد. او گفت: اين پروژه كه كلاً توسط زنان اجرا ميشود، با منابع مالي يكي از سازمانهاي بينالمللي شكل گرفته و طي آن صندوقي داير شده كه اكنون 320 عضو بسيار توانا دارد و شبكهي كاملي از روابط دموكراتيك را به وجود آورده كه در آن افراد در گروههاي مختلف، به تصميمگيري و فعاليت مشغولند. زير نظر اين صندوق يك مركز فرهنگي شامل كتابخانه و مركز كامپيوتري و .... و يك نانوايي نيز فعاليت ميكنند. همچنين گروهي به حمايت از تعدادي از كودكاني كه سرپرستانشان را از دست دادهاند، ميپردازد.
وي در ادامه، به پژوهشي اشاره كرد كه به صورت شخصي انجام داده و طي آن در تاريخ 150سالهي بم از طريق اسناد، مصاحبهها و سه سال حضور او در آنجا به صورت شرح روايتي مورد بررسي قرار گرفته است.
خانم مستشاري عضو كميتهي هماهنگي سازمانهاي غيردولتي زنان، نيز در اين ميزگرد از فعاليتهاي اين کميته گفت. وي در توضيحاتش به ساخت مجموعهاي فرهنگي، آموزشي، هنري و ورزشي براي زنان اشاره کرد که با کمکهاي نقدي مردم، اکنون به مرحلهي بهره برداري رسيده است.
مستشاري گفت: در حين فعاليتهاي خود در بم، حسابي با نام خانم شيرين عبادي براي دريافت کمکهاي مردمي باز کرديم و در نهايت، از اين طريق 320 ميليون تومان جمعآوري شد، که پس از انجام اقدامات لازم براي پيدا کردن زمين مناسب براي اين مجموعه، مذاکرههاي بسيار با مراکز دولتي براي در اختيار قرار دادن اين زمين، يافتن افراد حرفهاي با تفکر فرهنگي و شناخت نسبت به منطقه و مواردي از اين قبيل، شروع به ساخت اين مرکز کرده و نهايتا توانستيم مجموعهي باارزشي را در اين زمينه به وجود آوريم.
وي تاکيد کرد: در مجموعهي اين فعاليتها تجربهاي حاصل شده که من فكر ميكنم در ساير طرحها در نقاط مختلف کشور، قابل استفاده باشد و البته بنابر اين تجربه، بايد بگويم که بهتر است در اينگونه کارها بيطرفانه، گروههاي مختلف فعال در ماجرا، اعم از دولتي و غيردولتي را نقد كنيم و درعين حال، بتوانيم بهترين بهره را از سازمانهاي بينالمللي براي پيگيري الگوهاي بومي بگيريم.
دکتر مطوف عضو گروه بازسازي دانشگاه شهيد بهشتي از ديگر مدعوين اين ميزگرد و آخرين فردي بودکه به معرفي فعاليتهاي خود در بخش نخست پرداخت. او گفت: گروهي که من در آن به فعاليت مشغولم، ابتدا گروهي پژوهشي بود ولي كم كم آموزشي – پژوهشي شد و الان مدرك كارشناسي ارشد در رشتهي بازسازي ميدهد.
وي افزود: آخرين طرحي كه اکنون مشغول آن هستيم، ثبت آثار تاريخي و جهاني بم، مربوط به يونسكو است. براي اين منظور، ما به منطقه رفتيم از مردم راجع به آثار تاريخي پرسيديم . نحوهي تعامل مردم با اين آثار را در گذشته و آينده مطالعه كرديم . نتايج به دست آمده حاكي از آن بود كه همانطور كه قبلاً هم اشاره شد مهاجرين به بم، فرهنگ اين شهر را تحتالشعاع قرار دادهاند. در عين حال، مدرنسازي، مقاوم سازي در مقابل زلزله و بيعلاقهبودن جوانها نسبت به چنين فعاليتهايي، از مجموعه مشكلات در اين شهر است. بازسازي بم از نظر ما تا حدي همهجانبه بوده و علاوه بر بازسازي فيزيكي، بازسازي روحي، رواني، فرهنگي ، اجتماعي و .... نيز مد نظر است.
بخش دوم اين ميزگرد، مشخصا به بحث دربارهي مستندسازي تجربيات اختصاص يافت. در آغاز اين بخش، اعظم خاتم، مدير ميزگرد، از حاضران خواست که هريک به عنوان يک عضو از جمع جديدي که براي مستندسازي آنچه در بم گذشته، قصد فعاليت دارد؛ پيشنهادات و راهکارهاي مورد نظر خود را ارائه دهند.
در ادامه، دكتر پرويز اجلالي عضو گروه شهر انجمن جامعهشناسي ايران، دربارهي اين طرح، توضيحات بيشتري ارائه داد. او گفت: اکنون سومين سالي است كه چنين جلسهاي با حضور ايرانيان فداكاري كه به بم هجوم برده و براي بازسازي آن اقدام کردهاند، در انجمن داريم. اين افراد در واقع، فاجعهي تلخ بم را به زمينهاي براي مشاركت نخبگان و مردم در جهت انجام يك سري فعاليتهاي تأثيرگذار، تبديل کردهاند.
اجلالی در ادامه گفت: درواقع، زلزلهاي که در شهر بم، به عنوان شهري با قدمت و انسجام اجتماعي زياد، با این شدت به وقوع پيوسته، ما را با تجربهي بيهمتايي براي بازسازي آن روبرو کرده است. در طرحي که ما براي مستندسازي داريم، زاويهي ديد ما به عنوان يك انجمن علمي اين است كه آنچه كه در تاريخ اين چندسال اتفاق افتاده را ثبت كرده و مستند كنيم.
وي افزود: حضور آشكار اقشار مختلف مردم حتي خانمهاي خانهدار مرفه، در شهر بم پس از زلزله، براي كمك به مردم، تحولي را به وجود آورد و نتيجهي آن تجربهي بينظيري بود كه الان در ذهن همهي كساني كه در آنجا حضور داشتهاند، وجود دارد. يكي از وظايف ما در انجمن جامعهشناسي، توليد دادههاي اجتماعي براي تبديل اين تجربه به دانش است. اين وظيفهي ماست كه اينبار اجازه ندهيم اين تجربه و در واقع اين دادههاي اجتماعي فراموش شوند. هدف ما اين است كه در وهلهي نخست صحنههاي شگفتانگيزي را كه در ذهن افراد وجود دارد، به نوعي ثبت كنيم. در اين فرآيند شكل مستندسازي براي ما مهم نيست چه بسا كه هركس به شيوهي خاص خود از خاطرهنويسي گرفته تا ساختن فيلم مستند، تجربياتش را به ما بدهد اما براي اين منظور بايد كميتهاي تشکيل شده و ساختار كلي كار را شكل دهد.
در ادامهي اين جلسه، پس از بحث و گفت و گو در مورد محتواي طرح، پيشنهادهايي از سوي حاضران مطرح شد. تشكيل سايت، به وجود آوردن كميتهي علمي و اجرايي، ارسال پژوهشگراني براي مصاحبه با افراد، مراجعه به اهالي محلي و استفاده از تجربيات ديگران به خصوص در خارج از كشور و تشكيل حوزههاي كاري مختلف، از جملهي اين پيشنهادات بود.
در پايان، خانم خاتم در مورد شيوهي انجام کار گفت: در قدم اول تلاش ميکنيم با رجوع به كساني كه در بم فعاليت كردند، به مستندسازي تجربيات آنها بپردازيم. به نظر ميرسد در اين مسير، تنها راه رسيدن به مجموعه قابل توجهی از افراد فعال، معرفيهايي است كه توسط شما صورت ميگيرد. بنابراين براي شروع، از دوستاني كه تجربهي خود را نوشتهاند، ميخواهيم كه مطالبشان را در اختیار ما قرار دهند.
در قدم بعدي ، كميتهاي تشكيل خواهد شد كه مجموعهي از آرشيو مربوطه را سازماندهي كرده و بقيهي کارها را پيگيري میکند. نهايتاً اين مجموعه اسنادي خواهد شد كه ميتواند در اختيار مراكز تحقيقاتي مختلف قرار گيرد.