علي آسماني
1- مفاهيم اساسي در توسعة پايدار شهري:
1-1 پايداري، توسعه پايدار و توسعة پايدار شهري
- پايداري-------- به طور كلي يعني قابليت يك حالت يا فرايند معين براي بقاي نامحدود
- پايداري اجتماعات انساني -------- توانايي اجتماع در برآوردن نيازهاي كنونياش بدون از ميان بردن توانايي نسلهاي آينده براي برآوردن نيازهاي خود.
استفاده پايدار از منابع محدود زمين مهمترين موضوع براي توسعه حال و آينده انسانهاست
- البته پايداري(sustainability ( مفهومي است مبهم و پرتناقض كه به صور مختلف و در مورد سطوح مختلف حيات زيستي، سازمان اجتماعي و حتي رشتههاي فعاليتهاي انساني به كار برده شده است.
سازمان زيستي مثل: آبريزها يا جنگلها
سازمان انساني مثل: روستا بومها، شهر بوم ها، شهرهاي پايدار
رشتههاي فعاليتهايي انساني مثل: كشاورزي پايدار، معماري پايدار
اين مفهوم ريشه در اكولوژي دارد كه به توانايي اكوسيستمها در حفظ فرايندها و كاركردهاي خود وحفظ تنوع زيستي و توليد مثل و بقا مي پردازد. اما مفهوم پايداري كه امروزه به كار ميرود بقاي كل زمين را هدف قرار ميدهد. البته با توجه به رفاه انسان . پايداري ، اين گونه كه در متون از آن بحث شده است
مي تواند انديشه، ويژگي موجودات زنده، روش توليد و شيوه زندگي باشد
جامعه انساني امروز پايدار نيست زيرا:
- براي پايداري، منابع طبيعي بايد با سرعتي مورد استفاده قرار گيرد كه طبيعت بتواند آنها را جانشين كند اما انسان شتابانتر از توانايي طبيعت براي بازسازي از منابع محدود زمين بهرهبرداري ميكند.
سه پايه پايداري -----------------------------------
اقتصادي
محيط زيست
اجتماعي
- توسعه پايدار--- طرفداران توسعه پايدار كوشيدهاند ميان توسعه اقتصادي و ضرورتهاي مبرم حفاظت از محيطزيست و حفظ منابع هماهنگي برقرار كنند. زيرا توسعه اقتصادي نامحدود در يك سياره محدود غيرممكن است و محدوديت زمين تمام فعاليتهاي مادي بشر را محدود ميكند.
- فكر توسعة پايدار در دهه 1970 ظهور كرد و بر رابطه ميان جمعيت، محيط زيست و توسعه صنعتي توجه داشت ديرتر كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه سازمان ملل در سال 1987 تاسيس شد و در گزارشي تحت عنوان آينده مشترك ما كه به گزارش برون بلاند معروف است 5 اصل براي توسعه پايدار تعيين كرد:.
1- تغييرات شيوههاي عمل كنوني رشد اقتصادي، تكنولوژي، توليد و مديريت كه بر محيط زيست و جمعيت آثار منفي به جاي ميگذارد.
2- تضمين اشتغال، غذاع انرژي، آب سالم و خدمات بهداشتي براي همه مردم
3- كنترل رشد جمعيت جهاني
4- حفظ منابع طبيعي براي نسل هاي آينده
5- تركيب ملاحظات اقتصادي، زيست محيطي و جمعيتي به هنگام تصميمگيريهاي مربوط به سياستگذاري و برنامهريزي
· هم كشورهاي در حال توسعه، هم كشورهاي اروپاي شرقي و شوروي سابق و هم شهرهاي جهان در حال توسعه با اين مسئله روبرو هستند.
· كار بست سياست توسعه پايدار به معناي نقش كليدي دولت به عنوان مدير رشد است كه البته برخي كشورها (مثلاً ايالات متحده) به دشواري مي توانند اين مطلب را بپذيرند.
· مديريت پايدار محيط زيست از طريق پايش صنعت، كشاورزي، انرژي و سيستم حمل و نقل، بهداشت، مديريت مواد زائد و بهرهبرداري از منابع طبيعي ممكن است.
· براي اين منظور مي بايست توسعه مجدداً تعريف مي شد و بدين منظور مفاهيم مختلفي مطرح شده است از قبيل:
- پيشرفت كيفي بجاي توسعه كلي
- توسعه بهتر نه بيشتر
- تاكيد بر كيفيت زندگي نه توليد مادي
- توسعة با كيفيت بهتر اما با شتاب كمتر
- توسعه همرا با ارزشها، نه بدون پايه ارزشي
در پارادايم جديد ثروت مادي تنها ثروت ممكن نيست و صحبت از كسب انواع سرمايه ها به ميان مي آيد: سرمايه فيزيكي، مالي، فرهنگي، سياسي
-
يك برداشت جديد از توسعة پايدار توسعه اي است كه در برگيرندة رشد هوشمندانه يا Smart Growth باشد.
-
مفهوم رشد هوشمندانه با پايداري ارتباط وثيق دارد. يعني رشد مي بايست با كيفيت زندگي در پيوند مستقيم باشد وگرنه مي بايست رهايش كرد
-
رشد هوشمندانه به ارتباط ميان توسعه و كيفيت زندگي توجه دارد و رشد را در خدمت ارتقا و كمال اجتماع قرار مي دهد
-
ويژگيهاي رشد هوشمندانه از يك اجتماع به اجتماع ديگر متفاوت است ولي در شهرها بيشتر متكي است بر شهرهاي كوچك، عابر پياده و تركيبي از مسكن و كاربريهاي تجاري و خرده فروشي و متمايل به حفظ فضاي باز و ساير اسباب آسايش زيست محيطي.
سرعت مصرف منابع تجديد پذير
تندتر از توانايي طبيعت براي جبران (بازتوليد) انحطاط محيط زيست توسعة ناپايدار
برابر با توانايي طبيعت براي بازسازي تعادل زيست محيطي اقتصاد ثابت
كندتر از توانايي طبيعت براي بازسازي احياي محيط زيست توسعه پايدار
سرعت مصرف منابع تجديد ناپذير (يا دير تجديد پذير) نيز بايد در حدي باشد كه پيش از پيدا شدن منابع جديد پايان نپذيرد. افزون بر اين اين توليد مشكلات زيست محيطي و اجتماعي نكند .
v در اين ديدگاه توسعه اجتماعي و اقتصادي شهرها مي تواند همراه با حمايت و حفاظت از منابع زمين براي نسل فعلي و نسلهاي آينده باشد.
v منابع طبيعي و ظرفيت نظامهاي طبيعي براي انطباق با تغييراتي كه بشر در زمين ايجاد ميكند محدود است و به هنگام طراحي براي رشد مي بايست در نظر گرفته شود.
واژه ديگر براي همين معنا واژة Liveable Cities "شهرهاي قابل زيست" (زندگي)است.
- بدون شك توسعه شهرها به شكل كنوني حيات محيط زيست را در همه جاي جهان تهديد ميكند
به همين جهت اين روزها همه جا صحبت از توسعه شهري پايدار مي رود. اما واقعا براي بيشتر سياستگذاران اينكه يك شهر پايدار چه ويژگيهايي دارد روشن نيست. مثلاٌ در گزارش سياستگذاران انگليسي تحت عنوان: Towards an Urban Renaiscence مجموعه اي ازشرايط اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي مطرح شده است. اما اينكه چگونه اين شرايط باهم جمع ميشوند تا شهرهايي پايدار بسازند روشن نيست.
- اندازه گيري و كاربست توسعة پايدار در شهرها:پايداري مفهومي چند بعدي است، پس هر كوششي براي اندازهگيري آن هم بايد چند بعدي باشد. الول بايد از جدي بودن شهرها براي توسعة پايدار سر در آورد.شاخص اصلي براي اينكه بفهميم يك شهر چقدر در بحث توسعه پايدار جدي است اين است كه ببينيم اين شهر داراي طرح توسعه پايدار هست يا نه، يعني آيا شاخصهاي پايداري در طرح توسعه شهر لحاظ شدهاند يا نه؟طرح توسعه پايدار در واقع همان طرح توسعه استراتژيك شهر است زيرا پايداري امري استراتژيك است.
برخي شاخصهايي كه در طرحهاي توسعه پايدار شهرها به كار رفته است
- وجود يك طرح جامع منطقهاي
- اهداف زيست محيطي
- اهداف سلامت (تندرستي)
- بهرهوري در مصرف انرژي
- اهداف توسعه اقتصادي محلي
- شاخصهاي كيفيت زندي
- موضوعهاي مربوط به برابرسازي زيست محيطي و اجتماعي
- موضوعهاي مربوط به حكمراني (اداره امور) و ميزان مشاركت مجاز شهروندان در فرايندهاي تصميمگيري
- تمهيدات قانوني اجراي طرح
- ارتباط طرح توسعه شهر با طرح منطقهاي و ساير طرح بالادست
هدف مهم در حال حاضر:
- با توجه به اينكه زمان زيادي از اجراي طرحهاي پايداري نگذشته هدف تدوين شاخصهاي پايداري نبايد اين باشد كه ميزان پايداري را بسنجد بلكه هدف شناخت عواملي است كه در شهرهاي مختلف براي پايداري مهم است
نمونههاي شاخصهايي كه شهرهاي مختلف به كار بردهاند
شاخص كيفيت هوا، تنوع زيستي، انرژي، تغيير آب و هوا، تخليه اوزون، غذا، مواد خطرناك، سلامت انساني، پاركها و فضاهاي باز، توسعه اقتصادي، رشد جمعيت، عدالت زيست محيطي، اطلاع رساني از طريق آموزش، دفع مواد زائذ جامد، حمل و نقل، كيفيت آب، هزينههاي شهرداري ها و حفاظت.
ابزارهاي سياستگذاري لازم: تدوين و اجراي قانون، انجام اصلاحات صنعتي، تنظيم رشد و فعاليتهاي اقتصادي، تامين اعتبارات و مشوقهاي لازم براي حفاظت از محيط زيست، گسترش آموزش زيست محيطي، تامين هزينه دفع زبالههاي سمي و حمايت از پژوهش
نقش اجتماعات محلي:ايده اولوژي پايداري عميقاً به اين اصل باور دارد كه:
علاوه بر دولت و بخش خصوصي، انواع گروههاي مربوطه به اجتماعات محلي ميبايست در كوشش براي ترويج رشد صحيح و هوشمندانه سهيم شوند. حتي حفظ منابع ميبايست در سطح خانوار ترويج شود.
نقش تكنولوژي:يك ديدگاه بدبينانه اساساً رشد تكنولوژي را با پايداري سازگار نمي داند، اما ديدگاه ديگري هم هست كه خواهان تكنولوژيهاي نويني است كه به پايداري كمك مي كنند و از قابليتهاي زمين محافظت مي كنند.
تاريخچه كوششهاي انجام شده
- پيام اصلي كنفرانس سران ريو اين نكته بود كه سبك زندگي شهروندان شمال از جمله شيوه ساخت شهرها از نظر زيست محيطي پايدار نيست و بر همين اساس بود كه دستور كار 21 به عنوان پايه و اساس كشاندن فرايند توسعه به سوي پايداري تصويب شد. بيشتر كشورهاي دنيا پذيرفتند كه: فرايند توسعه امروز مبتني بر منابع تجديد ناپذير بوده و آثار مخربي بر محيط زيست دارد. پس ضرورت دارد كه اين فرايند را وارونه كنيم و براي ساخت و حفظ محيط مصنوع تا آنجا كه ممكن است از منابع تجديدپذير استفاده كنيم تا بتوان زمين را براي نسلهاي آينده حفظ كرد.
- اخيرا شهرها ميان خود پيمانهايي مي بندند براي اينكه با همكاري يكديگر به سوي پايداري حركت كنند. اساس اين كوششها بر اين است كه ميان رشد و مصرف منابع و ظرفيت سامانههاي طبيعي متوازني به وجود آيد.