Masoud Kheirabadi , 2000.Iranian Cities: Formation and Development , Syracuse ,Syracuse University Press
كتاب شهرهاي ايراني : پيدايش و تطور اثر دكتر مسعود خير آبادي استاد بخش مطالعات بين الملل دانشگاه ايالتي پرتلند و برنامة علوم اجتماعي دانشگاه مريل هرست كتابي است بسيار خوب و خواندني دربارة شهرهاي ايران كه سال 2000 توسط دانشگاه سيراكيوز منتشر شده است. از محسنات اين كتاب يكي وضوح و روشني مطالب و ديگري نثر شيوا و سادة آن است كه از هر نوع تعقيد و لفاظي خالي است و لب مطلب را بخوبي مي توان از آن دريافت .
حسن ديگر كتاب توجه به هر دو عامل كالبدي و فرهنگي (شامل اقتصادي و اجتماعي ) در توصيف و تبيين ساختار و تحولات شهر ايراني است . به طوري كه با مطالعة كتاب و بدون نياز به كتابهاي ديگر خواننده علاقه مند مي تواند به تصويري كلي از ويژگيهاي قديم و تحولات جديد شهرهاي ايران دست يابد.
كتاب علاوه بر مقدمه داراي سه فصل اصلي، يك فصل خلاصه و نتيجه گيري ،سه پيوست مفيد ،يادداشتها، شرح اصطلاحها ،واژه نامه و فهرست راهنما است. كتاب توسط نويسندة نقد در دست ترجمه است و اميد واريم كه امسال در اختيار خوانندگان فارسي زبان قرار گيرد.
فشرده اي از برخي مدعا هاي كتاب در ذيل مي آيد:
جغرافياي فيزيكي فلات ايران ، راههاي تجاري باستاني، تصميم هاي مذهبي و سياسي عوامل اصلي مكان يابي شهرهاي ايران بوده است .اما در ميان اين عوامل محيط فيزيكي مهم ترين نقش را داشته است و به نوبة خود برتعيين محل و جهت راههاي تجاري تاثير مي گذاشته است. دسترسي به آب و زمين قابل كشت نيز از شرايط كافي براي استمرار حيات شهرها بوده اند.
به عنوان يك مدعاي كلي بايد گفت شهرهايي كه در طول تاريخ ايران بقا يافته اند آنهايي بوده اند كه در پاي تپه هاي رشته كوهها و يا در حوزه هاي آبريز ميان كوهستانها بنا شده بودند. به راههاي تجاري باستاني نزديك بوده اند وبه آب ( عمدتاً از طريق قنات) دسترسي داشته و سرانجام زمين هاي قابل كشت خوبي نيز در اختيار داشته اند و نكتة درخور توجه اينكه شهرهايي كه علت احداث آنها ثصميم هاي سياسي يا مذهبي بوده نيز از اين ويژگيها برخوردار بوده اند اگر مي بينيم شهري مثل سلطانيه پس از مرگ بنيانگذارانش رو به نابودي مي گذارد بدين سبب است كه از راههاي اصلي تجاري دور بوده و آب و زمين قابل كشت كافي در اطراف خود نداشته است.
ميزان زياد تاثير مذهب در جامعه هاي اسلامي برخي پژوهشگران غربي را به اين صرافت انداخته است كه منظر شهر خاورميانه اي را صرفاً بازتابي از آيين اسلام به شمار آورند . اما همانطور كه نبايد تاثير اسلام بر شهرهاي ايراني را مورد غفلت قرار داد، نمي باست در مورد اين تاثير مبالغه كرد مشاهدات تاريخي آشكار ساخته اند كه اسلام و در ايران بويژه تشيع از طريق ايجاد بناهايي مثل مساجد،امام زاده ها و حسينيه ها بر منظر شهري بسيار تاثير گذاشته است ، اما نمي توان تاثير عوامل ديگري مثل محيط فيزيكي، تجارت، و تاريخ سياسي را بر شكل گيري شهرهاي ايراني به دست فراموشي سپرد.
الگوي فضايي شهر ها از جمله مكان يابي بازار، مسجد جامع، ارگ ، ميدانها ، حمام ها، زورخانه ها و محله ها هم از مذهب تاثير گرفته است و هم از اقتصاد، ساختار اجتماعي فرهنگي و حتي حوادث سياسي( مثلاً تصميم شاه به ساختن بازار، مسجد و يا بناي ديگري در نزديك كاخ سلطنتي). افزون بر اين شكل و الگوي شهر تحت تاثير عوامل ديگري همچون گرما و سرما، باد ، گرد و خاك و كمبود آب قرار مي گرفته است.مثلاً الگوي خانة ايراني تحت تاثير دو عنصر نيازهاي اسلامي و شرايط آب و هوايي فلات پديدار شده است ولي در شكل گيري سازمان محله اي شهرها الگوهاي قومي ، مذهبي ومنشاً و شيوة زندگي مهاجران تاثيربسزايي داشته اند.
نتيجه اينكه عوامل مختلفي دست در دست هم پيدايش و تطور شهر هاي ايراني را توضيح مي دهند و ويژگيهاي شهر ايراني محصول مجموعه اي از عوامل گوناگوني بوده است كه در طول هزاران سال حيات شهري در اين منطقه تاثيرگذار بوده اند.اما آنچه ساختار شهرنشيني ايراني را جذاب و يگانه ساخته سازگاري و انطباق عالي ميان دو عنصر محيط طبيعي فلات ايران و فرهنگ ايراني اسلامي رايج در آن بوده است.
پ . الف