English
كتاب‏ جامعه‏شناسي شهر، تأليف فريده ممتاز
14  مهر  1385

 جامعه‏شناسي شهر، تأليف خانم دكتر فريده ممتاز از جمله جديدترين كتاب‏هايي است كه در زمينه‏ي مباحث جامعه‏شناسي شهري منتشر شده است. به مناسبت نشر اين اثر نگاهي داريم به نقاط ضعف و قوت آن. نويسنده هدف از انتشار اين كتاب را «استفاده و آموزش دانشجويان رشته‏ي جامعه‏شناسي سال‏هاي اوليه‏ي دانشگاه» بيان كرده‏اند. اين سؤال پيش مي‏آيد كه بايد از چه معيارهايي براي ارزشيابي و نقد اين چنين كتبي استفاده كرد. اين جا به 4 عامل مهم، اشاره خواهيم كرد.

نخست، معرفي و پوشش مطالب در حوزه‏ي جامعه‏شناسي شهري بايد نسبتاُ كامل و جامع باشد؛

دوم، متن كتب دانشگاهي مي‏بايست تا حد امكان، به لحاظ بياني، روان و از لحاظ نگارش فاقد استفاده بيش از حد لغات و اصطلاحات علمي و غيرمتداول باشد. البته معرفي حوزه‏ي علمي به دانشجويان مستلزم استفاده از اين گونه اصطلاحات است.

سوم، خاصيت يك كتاب درسي موفق اين است كه مباحث و سؤالات و پژوهش‏هاي مطرح شده در آن بايستي با مسايل روز جامعه ارتباط روشن داشته باشد تا توجه دانشجويان را جلب كرده و ضرورت اهميت چنين حوزه‏ي تحقيقاتي را روشن سازد.

چهارمين عامل موفقيت كتب دانشگاهي اين است كه بتواند خوانندگان را هم هدايت و هم تشويق به دنبال كردن تحقيق جامعه‏شناسي در آينده نمايد. منظور از اين نكته اين است كه اگر حوزه و رشته‏ي تحقيقاتي به بازتوليدشدن نيازمند است اين كتب براي دانشجويان دوره‏ي كارشناسي اين وظيفه و اهميت را دارد كه راه را براي كساني كه علاقه‏مند به اين رشته هستند، هموار سازد و منجر به هدايت افراد به مراحل و مقاطع بعدي شود.

 از اين منظر، كتاب حاضر تا چه حدي موفق بوده است؟ اول از نظر شيوه‏ي نگارش، اين كتاب بسيار روان و با قلمي روشن نوشته شده است و بدين علت از نويسنده سپاسگزارم. هر چند شيوه‏ي نگارش به سبك مقاله‏نويسي نزديك‏تر است تا به فصول علمي، اما به نظر اين‏جانب اين سبك براي معرفي مطالب علمي در اين سطح مناسب‏ است. از اين نظر در بين بسياري از كتب دانشگاهي كه توجه دانشجويان را جلب نمي‏كند اين كتاب مي‏بايستي مورد استقبال قرار گرفته باشد.

دومين مطلب اين كه تا چه حدي پوشش مطالب اين كتاب كامل است؟ فصول كتاب را مي‏شود به 4قسمت تقسيم كرد: قسمت اول مرور تاريخي به فرآيند پيدايش و تكامل شهر و شهرنشيني از دوران باستاني تا شهرهاي مدرن و صنعتي امروز است. تقريباً نيمي از كتاب به اين موضوع اختصاص داده شده است. قسمت دوم شامل 2 فصل در مورد شهر و شهرنشيني در كشورهاي توسعه نيافته مي‏باشد كه يكي از اين فصول در مورد ايران است. قسمت سوم، معرفي نظريه‏هاي جامعه‏شناسي شهر و قسمت آخر درباره برنامه‏ريزي شهري مي‏باشد.

همان‏طور كه اشاره شد، قسمت اول ديدگاه‏هاي جامعه‏شناسي شهر را در چارچوب تعريف روند تاريخي شهرنشيني مطرح كرده است نه به طور سرفصل جداگانه و مقطع. چنين نگرشي، نشانه‏ي آن است كه نويسنده معتقد است بهترين شيوه‏ي شناخت و بررسي و معرفي اين مطلب از ديد تاريخي است. در بيان‏ اين ديد تاريخي از نظريه‏ي اقتصادي ـ‏ سياسي استفاده شده است.

نويسنده، خود به ديدگاه سياسي‏ـ‏ اقتصادي در جامعه‏شناسي شهري علاقه‏مند است و غالباً از نوشته‏هاي جامعه‏شناسِ معروفِ اسپانيايي‏ـ فرانسوي «مانيوال كاستلز»‏ استفاده‏ي مناسب و به جايي كرده است. البته چون مكتب «كاستلز» كه در دهه‏ي 80 و 90 ميلادي نفوذ قابل توجهي داشته براساس ديدگاه ماركسيستي يا نئوماركسيستي بوده است، توجه و تأكيد اين كتاب نسبت به عوامل اقتصادي كه بر روي توسعه‏ي شهري مؤثر مي‏باشند، از نكات مثبت و ارزشمند كتاب حاضر است. در «جامعه‏شناسي شهر» با اين كه بُعد اقتصادي مهم شمرده مي‏شود، اما اين توجه در حدي نيست كه جوانب ديگر اجتماعي فراموش شود. هرچند مكتب نئوماركسيسم، كاستلز تا حدي حاكميت خود را بر رشته‏ي جامعه‏شناسي شهري انتقادي از دهه‏ي گذشته تاكنون از دست داده است، اما توجه به اهميتِ عوامل اقتصادي و سياسي در جامعه از جمله نتايج مهم اين كتاب نيز است. براي مثال، فصل سوم كه شايد يكي از بهترين‏ قسمت‏هاي كتاب باشد، به بررسي دگرگوني‏هاي فرهنگي و اجتماعي شهرهاي اروپاي دوره‏ي گذر از عصر ماقبل صنعتي به دوره‏ي صنعتي است. در اين فصل مؤلف، مطالب متعدد و جالبي آورده است كه ارتباط اين تحولات با دگرگوني هاي شهر را نشان مي‏دهد. از جمله به عواملِ تأثيرگذار بر تحولات با دگرگوني هاي شهر را نشان مي‏دهد. از جمله به عوامل تأثيرگذار بر تحولات شكل خانواده از گسترده‏ به هسته‏اي پرداخته مي‏شود و به اجمال، ارتباط اين تحولات اجتماعي با تحولات جغرافيايي، به خصوص تفكيك فضاهاي خصوصي از فضاهاي عمومي نشان داده مي‏شود.

فضاهاي عمومي به معني گسترده‏اش به عنوانِ يكي از اركان مهم جامعه‏ي دموكراتيك، اهميت و ارجحيت خاصي در مباحث امروزه پيدا كرده است. هم چنين نويسنده از آثار جامعه‏شناسان معروف و مهم مانند «سنت» و «مامفورت» و «پارسونز» بهره‏برداري مناسب و درخوري كرده است.

هم‏چنين، نقاط مشترك و متضاد بين اين متفكران و ارتباط اين مباحث را با جامعه‏ي امروزي مطرح كرده است. اين امر بسيار مهم است، زيرا دانشجويان را از اهم مباحث اين رشته آگاه مي‏سازد. براي مثال، نمونه‏اي از اين مباحث كه در اين فصول مطرح شده است، در ذيل ذكر مي‏شود؛

1.     ارتباط بافت جغرافيايي با ابعاد اجتماعي؛

2.     اهميت ديد تاريخي براي تحليل صحيح پديده‏ي شهر؛

3.     نقش فن‏آوري در توسعه‏ي شهر.

اگرچه در بسياري از موارد با مثال‏هاي تجربي و ارجاع دادن به مآخذ مربوط، مفهوم بيان نويسنده را روشن‏تر مي‏ساخت، با اين حال، به طور كلي قسمت اول معرفي اوليه روند تاريخي شهر در كشورهاي اروپايي را ارائه مي‏دهد.

قسمت‏ دوم، علل تفاوت شكل شهرها و اثر فن‏آوري و استعمار نابرابر بين كشورهاي توسعه نيافته و كشورهاي اروپايي از سده‏ي نوزدهم تا امروز، و هم‏چنين، تضادهاي رشد ناموزون را تبيين نموده است. با اين حال، مي‏توان گفت كه اين قسمت از كتاب، چه از نظر وسعت و پوششِ‏ مطالب و چه از نظر تعبير و تفسيرِ شرايط موجود «در كشورهاي جهان سوم» داراي ضعف‏هاي عمده‏اي مي‏باشد كه در اين‏جا به چند نكته اشاره مي‏كنم:

1.     براي پوشش كامل مسايل شهري كشورهايي چون ايران بهتر بود كه در اين قسمت عوامل و موانع گسترشِ موزونِ شهرها، به تفصيل مورد بررسي قرار مي‏گرفت. در اين خصوص مي‏توان به مواردي اشاره كرد كه در اين صفحات حضور ندارند از جمله بحث از  بخش غيررسمي بازار كار كه يكي از مهمترين جوانبِ ساختِ شهرهاي جهان سوم محسوب مي‏شود.

مسأله دوم تجربه‏ي چند دهه‏ي گذشته در زمينه‏ي عمليات گروه‏هاي محلي مي‏باشد. اين گروه‏ها و تشكل‏ها كه شامل سازمان های غیردولتی هستند در بسياري از شهرهاي كشورهاي پيشرفته صنعتي و عقب مانده نقش مهمي ايفا مي‏كند.

اگر چه در ايران دامنه‏ي فعاليت‏هاي‏شان به اندازه‏ي ساير كشورها نيست با اين وجود، تشكل‏هاي غيردولتي به تدريج وارد ميدان شده و درگير مسايل و امور عمومي شهري مي‏شوند و ناديده گرفتن اين پديده را يك فروگذاري بايد خواند. (اين موضوع ارتباط مستقيم با مسأله‏ي ديگر دارد كه به آن اشاره خواهم كرد) اين مسأله، ارتباط كلي با يك جنبه‏ي ديگر دارد كه نويسنده در بحث نياورده است و اين كاركردِ مهم، اثر مهمي روي شكل شهر مي‏گذارد و جزو انديشه‏ي امروز جامعه‏شناسي هم مي‏باشد.

سوم اين‏كه اين دو موضوع ارتباط مستقيم با چند ادعاي نويسنده در مورد قشر حاشيه‏نشين يا زاغه نشين و مهاجران به شهر، كه قسمت عظيمي از طبقات كم‏درآمد را مي‏سازد، دارد: «چون اين گروه هيچ نوع تشكل طبقاتي ندارد و فاقد هر نوع آگاهي است، هيچ نقشي در ؟ سياسي ندارد . سطح پايين سواد و آگاهي باعث مي‏شود كه اين گروه هيچ نوع تصويري از ساخت اجتماعي نداشته باشد. اغلب اين گروه درصدد يافتن چاره‏جويي‏هاي شخصي براي مشكلات خود هستند. فقر، بي‏سوادي، خستگي و عدم اطمينان به آينده، اغلب مانع از فعاليت سياسي اين گروه است.» صفحه 89 و 90.

به نظر مي‏رسد كه تجربه‏ي دهه‏ي گذشته كه در ادبيات جامعه‏شناسي به طور گسترده بيان شده‏ است، اين ادعا را تصديق نمي‏كند. همان‏طور كه اشاره شد گروه‏هاي كم‏درآمد و حاشيه‏نشين نقش بسيار مهمي در تحولات داشته‏اند كه متأسفانه ناديده گرفته شده است.اين نگرش از كتاب معروف كاستلز به نام «شهر و عامه» [1] به دست آمده است. تحقيقات اين كتاب و آثار مشابه، باورهاي اغلب مسؤولان شهر و صاحب‏نظران علوم شهري دهه‏هاي پيشين را كه مطابقت با ديدگاه نويسنده دارد، رد مي‏كند. اين گروه‏ها در برخي موارد مي‏توانند به نيروهاي سياسي بسيار قوي تبديل شوند. آن‏ها نيازهاي اين قشر را به مسؤولان مملكتي انتقال مي‏دهند. تحقيقات دكتر، آصف بيات در كتاب «جنبش مردم فقير» در انقلاب اسلامي ايران اين نكته را كاملاً‏ روشن مي‏نمايد و تحقيقات ديگر پژوهشگران نيز اين نتيجه را تأييد مي‏كند.

هرچند، نويسنده در مقدمه‏ي اثر به برخي موانع براي تدوين اثر اشاره كرده است اما به نظر مي‏رسد، بسياري از مشكلات مي‏توانست با دسترسي به منابع بيش‏تر مرتفع شود.

قسمت چهارم در مورد نظريه‏هاي جامعه‏شناسي شهر است. ماركس، وبر، مكتب شيكاگو، لويس ويرث از جامعه‏شناسان و متفكراني هستند كه در اين بخش مورد بررسي قرار گرفته‏اند. از نظر كامل بودن معرفي اين قسمت مشكلي ندارد، تنها اشكال در اين است كه نظريه‏هاي جديدتر ارائه نشده است. كتاب‏هاي ديگر در بازار به فارسي وجود دارند كه تا حدي اين نقش را ايفا كرده‏اند و انشاالله در آينده‏ اين نويسنده خواهد توانست نظريه‏هاي جديدتري را ارائه بدهد.

قسمت آخر كتاب را به همين صورت مي‏شود ارزيابي كرد، برنامه‏ريزي شهر را به 3 شخص مهم «رايت»، «لكوربوزيه» و «هاوارد» نسبت داده است. اين انتخاب، بسيار شخصي تلقي مي‏شود. با اين حال آگاهي از مطالبي كه در قسمت آخر آمده است، براي شناختِ اين رشته در سطح كارشناسي مفيد و ضروري مي‏باشد.

در خاتمه به نظر مي‏رسد نقد و بررسي چنين كتابِ درسي فرصت مناسبي است براي مطرح كردن چند سؤال در مورد معضلات كتاب‏هاي درسي در كشورمان در وهله‏ي نخست بايد به مشكل دسترسي به منابع در ايران اشاره كرد؛ نويسنده نيز اشاره به اين نكته كرده است. در چنين شرايطي بايستي پرسيد كه براي تعليم و آشنايي درست با مباحث علمي چه بايد كرد؟

از آن‏جايي كه بخش عظيمي از نوشته‏هاي علمي امروز به زبان انگليسي بوده و يا به اين زبان ترجمه مي‏شوند، به نظر مي‏رسد كه 2 راه در پيش داريم: يك، اين كه هرچه سريع‏تر آثار اصلي و بنيادين در رشته‏هاي مختلف مي‏بايست به فارسي ترجمه شوند؛ راه دوم اين است كه توانايي زبان انگليسي دانشجويان را تقويت نموده و بدين طريق بر تعداد و وسعت منابعي كه در اختيارشان قرار مي‏گيرد، افزوده شوند.

همچنين فصلنامه‏هاي بيشتري در اختيار محققان و دانشجويان گذارده شود، زيرا بسياري از داده‏هاي علمي قبل از اين كه به صورت كتاب درآيند. در چنين مجلات و فصلنامه‏هاي علمي و دانشگاهي منتشر مي‏شوند.[2]

با درنظر گرفتن اين محدوديت و همراه با استفاده از متون ديگر درسي در اين حوزه، اين كتاب كه داراي قلمي روشن و ديدگاهي نسبتاً منسجم (سياسي،اقتصادي، تاريخي) مي‏باشد، مي‏تواند كتاب مفيدي براي تدريس سال‏هاي اوليه دانشگاه باشد.

 



(Californya 1982) – 1- City and the grassroots

پي نوشت:

[2] نكته‏ي ديگري كه قابل ذكر است اين كه نويسنده به منابع فارسي زبان ارزشمندي اشاره كرده است. بهتر اين بود كه تفحص بيشتري در جهت مأخذشناسي و توصيف تاريخچه‏ي اين رشته در ايران ارائه مي‏شد تا بدين وسيله علاقه‏مندان به اين رشته جايگاه خود و روند تحقيقات‏شان را در اين زمينه مي‏يافتند.


 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.