ابر آزاري بر آمد ،باد نوروزي وزيد
وجه مي مي خواهم و مطرب كه مي گويد رسيد
حافظ شيراز
باز دوباره عمونوروز پير نزديك وطن رسيده وتا چند روز ديگر پا به ايران زمين مي گذارد .پسران زمستان فراركرده اند و ديري نمي گذرد كه در دشت و دمن مخمل سبز برپنبه زارسفيد غلبه كند و ديو اندوه ، براي مدتي حتي كوتاه ،از خجالت شكوه نوروز ايراني رخ پنهان كند .اينجا ايران است. مردم نوروزي اند و نوروز مردمي است . هيچ چيز به دل ما از اين جشن آشنا تر نيست .اين جشن ترين جشن هاي ماست.هيچ كس نمي تواند آن را از ما بگيرد،اگر پيرزن خوابش برده از غفلت نيست ، تاكتيك است .هنگام تحويل سال پيرزن خود را به خواب مي زند تا سال بعد هم عمونوروز به شوق ديدار او دوباره پاي در ايران زمين بگذارد.
در ديدگاه دو سال پيش نوشتيم .بياييد نوروز را از جشن خانواده ها به جشن شهرها و محله ها تبديل كنيم .بيائيد در عرصة عمومي سفرة هفت سين بگذاريم و شادماني و شكر گذاري را كه جوهر نوروز است با جشن ها وشادماني ها در مقياس محله و شهر در شهرها يمان جاري كنيم . شد يا نشد قضاوت با شما .
اما امسال آنقدر خوش بين نيستم .تورم دمار از روزگار گروه بزرگي از شهروندان در آورده .به قول حافظ وجه مي دركار نيست و ساقي بدون رسيد شراب قرضي نمي دهد. امسال نوروز را بسياري با امساك بيشتري جشن مي گيرند . تهران خلوت تر مي شود اما نه آنقدر كه دوست داريم. اما جاده ها و شهرهاي گردشگري از انبوهي مسافر تحت فشار و جاده ها پرتلفات و هتل ها گران تر از هميشه خواهند بو د. اگر ريزگرد هاي عربي عيشمان را (بويزه در شهرهاي زيباي خوزستان با آن بهار دلستانش) منقص نكند ،با تلفات جاده اي و گراني جا ومكان يك جوري كنار خواهيم آمد و تعطيلات نوروزي را به نحوي طي خواهيم كرد.